![]() |
![]() |
|
|
بوشهر. خیابان بهشت صادق. دیوار های کنار آرامستان بوشهر به کلاس های فلسفه شباهت دارد.
"وقتی باشی همه چیز خوب است... ( سارا نادری فر )
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/04/13ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
برای کلیشه نبودن باید مرد.
مثلن می شه یه دوربین رو دست گرفت و راه افتاد. کجا؟ هر جا که آب باشد و نان.می شود از سوژه های تو هیچ راه دیگه ای بلد نیستی؟ خوب چرا.مثلن میشه به دنیا اومد.بعد بزرگ شد. بزرگ و گنده.خوب این کافی نیست. چون تو باید نه این خوب نیست. قصه بگو. قصه ی اون آقاه با سگش. اون رو یادم رفته.اون مال خیلی وقت پیشاست. خوب شعر بگو پس. شعر نداریم. تموم شده. بارون نمی آد. آه. با یه رقص چطوری؟دو نفره...تانگو...نه نه...اسپانیش...هات هات. آها. خوبه. رقص خوبه. می دونی من همیشه عاشق رقص بودم. خوب آهنگ که نداریم. اشکال نداره. به ساز من می رقصیم...
روز نوشت: از بچه های عکاس اصفهان و غیره جهت همکاری بر روی بافت بومی اصفهان دعوت به
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/10ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
" خاک موسیقی احساس تو را می شنود..." ( سهراب سپهری )
" خوب یادم است ، بیدار بودیم ، شیطنت کردی چشمانم را بستی ، پل زدی به خوابم ، رویایم...
حالا سال هاست بیدار نمی شوم. مگر به خواب ببینمت."
روزنوشت: نمایشگاه عکس های " آذر غازی اصفهانی " " هند ...همه ی رنگ های خدا " ۶ الی ۱۴ تیر. اصفهان. روبروی هتل عباسی. نقش خانه ی حوزه ی هنری.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/05ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
It is so short and jumbled and jangled, Sam, because there is nothing intelligent to say about a massacre. Everybody is supposed to be dead, to never say anything or want anything ever again. Everything is supposed to be very quiet after a massacre, and it always is, except for the birds. And what do the birds say? All there is to say about a massacre, things like Poo-tee-weet سلاخخانه ی شماره ی پنج
روز نوشت: از شنبه ماراتن امتحان ها شروع می شود.احتمالن تا ۱۸ یا ۱۹ تیر ماه وبلاگ به روز نمی شود.باور نکنید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/28ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
![]() ![]()
مرد روشندل.اراک.باغ ملی.همین روزها. " فریاد میزنم هرگاه که میخواهم زنده باشم آنگاه که زندگی ترک میگویدم به آن میچسبم میگویم زندگی زود است رفتن دست گرمش در دستم لبم کنار گوشش نجوا میکنم ای زندگی ـ زندگی گویی معشوقیست که میرود ـ از گردنش میآويزم فریاد میزنم ترکم کنی میمیرم." هالینا پوشویاتووسکا ترجمه از لهستانی: علیرضا دولتشاهی و ایونا نویسکا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/25ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
اصفهان.سی سه پل.(عکس آخر با اعمال شاقه گرفته شده است.)
روزهای تعطیل "هر بار که کسی اسمی از مسیح می برد ( گونتر گراس)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/03/23ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط ehsun |
|
|
" آینه ها دچار فراموشی اند ( مانایاد قیصر امین پور )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/03/19ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
" زین پس تو باید در جهانی دیگر ( نیکولا بوویه )
برای هری که بدون او دنیا چیزی کم دارد.
با توام تا به همیشه...تا به سپیده...تا که به صبح. ( عکسی از زلزله چین ) رویاهای مدیترانه ای.(مجموعه عکس).برگرفته از وبلاگ کافه کاناپه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/03/15ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
از مجموعه عکس های فیلم جستجوگر.
راه می روم و موسیقی می خورم.آنقدر که بالا می آورم.آقای دکتر می گوید از اثرات "هارد راک" است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/03/13ساعت 1:29 قبل از ظهر توسط ehsun |
|
|
" اين روزها
نصرت رحمانی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/03/08ساعت 10:46 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|