![]() |
![]() |
|
|
"خوار شدم، ذليل شدم، سوختم. از آدميان گريختم، به صحرا پناه بردم. گريستم، تلخ گريستم، خون گريستم. سالها چو مجنونان از پی باد دويدم. ستارگان را شاهد گرفتم. بت شکستم، بر خورشيد سجده کردم. جان دادم. آيين نفرت آموختم، شکستم، شکاندم، آتش زدم، ويران کردم. سکوت دانستم. سالها لب فرو بستم، دم برنياوردم. حال بازگشتهام، هنوز سر در سودايت دارم."
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/30ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
از مجموعه عکس های فیلم جستجوگر.
". درباره ی مردی که جامی جادویی رو پیدا می کنه و شنیده بوده که اگه توی جام گریه کنه اشک هاش .. اونو کشت؟ . اره حسن. .. پس گریه کرد و پول دار شد.چرا مجبور شد زنش بکشه؟ . چون هر قطره اشک مرد به مروارید تبدیل میشد. .. ولی چرا یه پیاز رو بو نکرد؟"
بادبادک باز. نوشته ی خالد حسینی. کارگردان مارک فارستر. ترجمه ی خودم از متن فیلم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/22ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
روزنوشت: دلتنگ وبلاگ شده بودم.
" یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم رهی معیری
برای تلخترین روز عمرم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/02/20ساعت 9:52 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
اراک.بهار ۸۷
زخم سر باز
گلوله سینه اش را شکافته.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/10ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/05ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
تهران.پل کریم خان.
تهران.میدان انقلاب.دخترک فال فروش.
" ما ان شقایقیم که با داغ زنده ایم." (حضرت حافظ )
"من زندگی را خواب می بینم ( شاعر ازادی احمد شاملو )
درد را از هر طرف که بخوانی درد است...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/01ساعت 1:59 قبل از ظهر توسط ehsun |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|