![]() |
![]() |
|
|
ساحل بندرگاه .بوشهر
این آخرین نوشته های سال ۸۷ است ... بالاخره. چهارشنبه سوری ها را دور از شهر ... نزدیکی های راکتور اتمی ... در کنار ساحلی که بر جذر نشسته امروز صبح به کاربرد " چشم " فکر می کردم. دایره کلن چیز چرتی است. از فردا صبح کارهای پایان نامه را شروع می کنم. سفرنامه ی محمد خیرخواه در هند را از اینجا ببینید. فیلمنامه به صفحه ی ۲۰ رسیده و هنوز فیلم بدون دیالوگ است. شادباش برای نوروز ... ۸۸ ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/29ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/12/25ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/12/20ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط ehsun |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/12/17ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط ehsun |
|
|
عمارت ملک . بوشهر.
اسمش هانیه است.شغل پدرش قلیان کشیدن است (اینها را خودش می گوید.). کلاس هفتم است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/08ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط ehsun |
|
|
" توي ده شلمرود زنده یاد منوچهر احترامی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/02ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط ehsun |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|