تبليغاتX
phoenix
 

 

 

in fire

ساحل بندرگاه .بوشهر

 

 

این آخرین نوشته های سال ۸۷ است ... بالاخره.

چهارشنبه سوری ها را دور از شهر ... نزدیکی های راکتور اتمی ... در کنار ساحلی که بر جذر نشسته
به آخر می رسانیم.

امروز صبح به کاربرد  " چشم " فکر می کردم.

دایره کلن چیز چرتی است.

از فردا صبح کارهای پایان نامه را شروع می کنم.

سفرنامه ی محمد خیرخواه در هند را از اینجا ببینید.

فیلمنامه به صفحه  ی ۲۰ رسیده و هنوز فیلم بدون دیالوگ است.

شادباش برای نوروز ...

۸۸ ...

 

 


 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط ehsun | 
 

 

 

path

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط ehsun | 
 

 

1

 

2

 

3

 

4

 

5

سید محمد خاتمی .بوشهر . اسفند ۱۳۸۷

 

 

 

عکس هایم از " عمارت ملک " در ایسنا را از اینجا ببینید.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط ehsun | 
 

 

 

hands

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط ehsun | 
 

 

 

hanieh

عمارت ملک . بوشهر. 

 

 

 

اسمش هانیه است.شغل پدرش قلیان کشیدن است (اینها را خودش می گوید.). کلاس هفتم است.
دوچرخه اش را دزدیده اند.پدرش مامور آورد ولی دوچرخه اش باز پیدا نشد.دنبال تخت خوابی برای
عروسک هایش می گردد.خانه شان آن ور است.قرارمان برای دادن عکس های میلاد و یونس و هانیه
روز ۵ ساعت یکشنبه است. این را چند بار می گوید که فراموش نکنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/08ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط ehsun | 
 

 

 

up

 

 

 

 

" توي ده شلمرود
حسني تک و تنها بود
حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
 نه  مرغ زرد کاکلي
هيچکس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه ... "

                                               زنده یاد منوچهر احترامی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط ehsun |